چگونه درس نخوان شدم

متنی که در زیر میخونید خلاصه ای از تجربه ی تحصیلی منه
و اینکه چطور درس نخوان شدم
قبول دارم که یکسری مسائل خانوادگی و فرهنگی در کمتر درس خوان شدن من نقش داشت اما در اینجا به مسئله آموزش کشور که کلا در درس نخوان شدن من نقش عمده داشت میپردازم.

ابتدایی :

در مقطع ابتدایی و راهنمایی که خب بچه ای، عقلت به اون صورت نمیرسه که بعضی چیزا مثل درس رو آنالیز کنی
همه اطرافیانت هم نوید آینده ای روشن که با درس خوندن بدستش میاری رو بهت میدن
تو هم همش سعی میکنی فارق از دغدغه های زندگی هر طوری شده بهترین نمرات و جایگاه رو داشته باشی
البته از بچگی هم آدم شعورش میرسه که یه جای کار لنگ میزنه، ولی همونطور که گفتم قادر به آنالیز لنگی ها نیست!!

مثلا اینکه هم تو مدرسه پنج شش ساعت درس بخونیم و هم خونه زمان استراحت و بازیمون رو بزاریم برای مشق و حل مسئله و هزار تا کوفت دیگه که کل ایام تحصیلی یه کودک رو زهر مار میکنه و شب با استرس درس فردا بریم مدرسه و روز از نو روزی از نو؛
حتی عید نوروز هم با اینکه 15 روز تعطیل بودیم ولی عین 15 روز رو پیک های مزخرف نوروزی کوفتمون میکردن.
منظور اینکه از اولش هم چیزی سر جای خودش نبود، نه درس جای خودش بود، نه تعطیلی

راهنمایی :

تو راهنمایی سبک همون سبک بود ولی تنها خوبیش این بود که مجبور نبودی تمام سال یه معلم رو تحمل کنی و برای هر درس یه دبیر متفاوت میومد تو کلاس.

دبیرستان :

به دبیرستان که رسیدم دیگه واقعا از هر چی درس زده شدم، چون طبق تعاریفی که همه ارائه میدادن توی دبیرستان باید برای ورود به اشتغال آماده میشدم اما چیزایی که یاد میگیرفتم همون حرفهای تکراری همیشه مثل فیزیک و شیمی و ریاضی بود که بیرون براش تره هم خرد نمیکردن، جالب اینکه همون دبیرای محترم میگفتن تو دانشگاه هم باز همینا رو میخونید، پس واقعا برای چی باید درس میخوندم؟!!
دوم دبیرستان یبار از دبیر فیزیک پرسیدم فیزیک برای کجای زندگی ما مفیده؟
در جوابم خندید و یه سری حرفای بی معنی تکراری تحویلم داد، منم دیگه هیچ کدوم از کلاساشو شرکت نکردم، درسی که دبیرش ندونه کجای زندگی دانش آموز رو میخواد پر کنه بدرد من نمیخورد.

خدمت مقدس اجباری :

درس رو ول کردم و رفتم سراغ خدمت و کار
تو خدمت فهمیدم اگر یه جا مدرک تحصیلی بدرت بخوره تو زندگی اون خدمته، چون توی خدمت بر اساس مدرک تحصیلی بهت درجه و رتبه میدن، احمقانه ترین دسته بندی ای که میشه توی یه جامعه دید، مثلا یه جوان درس خونده تو نظام که تازه وارد خدمت شده از یه افسری که درس نخونده و بیست سال سابقه خدمت داره بالاتره ، یا سربازی که کاری جز درس خوندن انجام نداده از سربازی که از ده سالگی داشته کار میکرده و خرج خونوادش رو میداده بالاتره

( این همون کاربرد اصلی دروس ریاضی و فیزیک و … در زندگی هر فرده که باعث میشه فرد در جامعه از دید عده ای دارای ارزش بشه، یکی از کاربردای دیگه اش هم افزایش حقوق هر فرده، خب همه چیزا که نباید مستقیم در زندگی اثر داشته باشن، یه چیزایی هم غیر مستقیم اثرشون بیشتره)

البته یه چیزی هم هست، توی نظام و سازمان و ارتش و … انتظار عدالت داشتن دور از عقله و کسی هم که دنبال عدالته یا از مرحله خیلی پرته یا نمیدونه زانوش کجای بدنشه.

دانشگاه :

خلاصه خدمت تموم شد و برگشتم سر کار
دیپلمم رو بعد از چند سال با هزار بدبختی گرفتم، اونم به زور فشار دوستام که میگفتن حالا تو بگیر به یه دردت میخوره یه جا، فردا پس فردا میخوای زن بگیری بگی دیپلم نداری بهت زن نمیدن بدبخت :))))))
دو تا از دوستای بی نهایت گلم شبانه روز باهام کار کردن و برای امتحان آمادم کردن و دیپلم هم قبول شدم
بعد از فشار این دو عزیز گفتم حالا که زحمت کشیدم و خوندم، کنکور هم شرکت کنم
مردد بودم، به خودم میگفتم حتما دانشجویی با مقطع دانش آموزی خیلی فرق داره
کتاب تست یکی از فامیلا رو گرفتم و یک ماهی روزی یک ساعت فقط سوال و جوابای توشو خوندم
در دانشگاه سراسری در رشته فنی قبول شدم
سه ترم رفتم درس خوندم
درسامون چیا بود ؟
فیزیک – ریاضی پیش – ریاضی عمومی – ریاضی کاربردی – اخلاق اسلامی – اندیشه اسلامی و …
دریغ از دوتا درس که بدرد یه شغلی در آینده بخوره
که بگم برای ساختن آینده ی بهتری وارد دانشگاه شدم، اما دریغ …
البته الکترونیک و سخت افزار هم بود جز درسا!!
اما کاربردش؟

شرایطم سخت شد
عقد کردم
باید زندگی آیندم رو بسازم
ریاضی و فیزیک هم برام پول نمیشه، بعید هم میدونستم با اون اساتیدی که عشق لقب استاااااد بود بتونم به چیزی که میخوام برسم
دانشگاه رو ول کردم و فقط چسبیدم به کار خودم
البته دلایل دیگری هم دخیل بود در ول کردن درس، اما کاملا فردیه.
اینطوری حداقلش خیالم از بابت خودم راحته و استرس درس و امتحان رو ندارم وسط کار
تنها تجربه ای که دوستش داشتم از مدت زمانی که به دانشگاه رفتم سر و کله زدن به یه عده آدم مغرور خود برتر بین ِ خود انیشتین بین بود که تقریبا دستم اومد با این قشر چطور باید سر و کله بزنم تا نتیجه مطلوبی بدست بیارم ( و این تجربه رو در کنار تجربه خدمت که نحوه چگونگی سر و کله زدن به آدمای عوضی زورگوی مستبد بود کنار هم قرار میدم و میشه یه تجربه درخشان) و صد البته چند دوست خیلی خوبی که در دانشگاه پیدا کردم که دوستشون میدارم.

تیتر ویژه ( اساتید !! ) :

استادی داشتیم که میگفتن مقام برتر برنامه نویسی فلان رو بدست آورده، در کشور حرف اول رو میزنه و این داستانهای تخیلی …
اما به قدر جزوه ای نمیتونست علمی که داره رو به دانشجو انتقال بده، چندین استاد به همین سبک داشتیم. این نشون میداد که نه تنها اساتید بر اساس نوع برتری علمی شون انتخاب نمیشن، بلکه بر اساس شنید ها که فلانی خوب است آوردنش اما حتی براش دو تا کلاس “چگونه به دیگران بیاموزیم” هم نذاشتن، حتی این بدبخت نمیدونه چطور باید چند تا اصول ابتدایی رو به دیگران انتقال بده.
اینکه یکی برنامه نویس خیلی خوبیه دلیل نمیشه استاد خیلی خوبی هم باشه یا برعکس
باید کسی انتخاب بشه که هم بلد باشه و هم بتونه چیزی که بلده رو انتقال بده.

یه استاد نوبر دیگه هم داشتیم که این یکی از لحاظ شخصیتی و علمی بی نظیر بود
شخصیتی اینطور بی نظیر بود که هیچ وقت نمیتونستی حدس بزنی دو دقیقه بعد این چه نوع رفتاری از خودش بروز میده تا آخر ترم کسی نفهمید چطوری باید باهاش رفتار کنه!
از لحاظ علمی هم بی نظیر بود چون تقریبا علمی نداشت که بخواد به دیگران یاد بده،تا پایان ترم هیچکس نفهمید درس این چی بود، چی شد، کجا رفت؛ یک درس برنامه نویسی داشتیم با ایشون، تنها کاری که میکرد این بود که ویدئوی آموزشی از یوتیوب دانلود میکرد میداد ما، میگفت ببرید خونه از روی کداش برام توی یه دفتر تمیز یادداشت کنید بیارید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
از روی کد یه برنامه ماشین حساب یادداشت کنیم بیاریم ؟ مخت رو خر گاز زده ؟
نکته قابل تامل هم اینکه وقتی ازش میپرسیدیم ویدئو رو با چه روشی از یوتیوب دانلود کردی میگفت این فوت کوزه گریه دیگه که بهتون نمیگم، حتی وقتی یه کار هم بلد بود همون یه کار رو به کسی نگفت :)))

دانش آموز پولدار اینها هم نمونه ای از اساتید محترم دانشگاه معتبر سراسری سخت گیر که بزور چوب و چماق دانشجو باید قبول شه
چرا ؟ چون پولی پرداخت نکرده
اما دانشجوهای دانشگاه بغلی که دولتی نبودن حتی درس نخونده و در آزمون شرکت نکرده نمره قبولی میگرفتن، چرا؟ چون پول پرداخت میکردن
این انصافه من خودمو زیر درس له کنم از کار و زندگیم بزنم و یکی دیگه که فقط پول داده با من یه مدرک داشته باشه؟ من بشم مهندس و اونم بشه مهندس؟

اعتقاد دارم اعمال زوری یک سیستم آموزش همگانی برای چند میلیون کودک ابدا کار درستی نیست، باید بنابر بر تست های مختلف کودکان دسته بندی بشن و چندین دسته بوجود بیاد و برای هر دسته سیستم خاصی در نظر گرفته بشه، آموزشی هم که قراره اعمال بشه باید با استانداردهای جهان هماهنگ باشنه نه اینکه بیایم برنامه آموزشی سی سال پیش کشورهای دیگه رو الان اجرا کنیم و بعد خودمون به این نتیجه برسیم که نه این درست نیست و باید عوضش کنیم یا بعبارتی میایم چرخ رو دوباره اختراع میکنیم.

یادمه چند سال پیش مصاحبه ای از تلویزیون پخش شد که رفته بودن در یک دبیرستان و از بچه ها میخواستن به انگلیسی خودشون رو معرفی کنن اما چیزی جز مِن و مِن کردن گیرشون نیومد و از آقایون مسئول (شاید وزیر آموزش، دقیق یادم نیست!!) پرسیده بودن بعد از اینهمه سال که چندین مقطع دانش آموزان دارن کتاب انگلیسی میخونن چرا هنوز نمیتونن خودشون رو معرفی کنن ؟
مسئول مربوطه هم ضمن تایید حرفای مجری مصاحبه تاکید کرده بود که آموزش اصولی به بچه ها داده نشده و این روش، روش درستی نیست و قول بازنگری به آموزش ها رو داده بود.

بهر حال یه ده سالی باید فکر بشه که یه درس رو درست تحصیل میکنن یا نه
بعد از ده سال تایید کنن که درست آموزش ندادن
بعد هم یه ده سالی باید طی بشه که یه فکری بحال آموزش نوین اش کنن و یه ده سالم طول میکشه تا اجرا بشه.
انتظار نداشتید که تمام این مراحل تند و تند انجام شه؟ بلاخره باید کارها با فکر صورت بگیره یا نه؟!! مسئولین ما مرد عملن، اما اوووووول فکر !!
کلا یه مشت پیچیم که ز بهر هیچ بر خود پیچیم

توصیه هایی برای نوجوانان :

تمام این حرفای بالا فقط مقدمه ای برای این بود که بگم : اینکه به امید درس و مدرکی که میخواید باهاش برید سر کار و زندگیتونو بگذرونید نباشید که درس و تحصیل در مملکتی که درش زندگی میکنید تیریه در تاریکی.
نمیگم درس نخونید، بخونید، خوبم بخونید، اما تنها پروژه زندگیتون درس خوندن نباشه، به فکر مواردی هم که در پایین عرض میکنم باشید
این حرفا رو کسی برای من تو زندگی نزد که برام سرمشق باشه و ازش عبرت بگیرم، برای همینم الان جایی که باید باشم نیستم، احساس میکنم ده پونزده سال از خودم عقبترم.

اگر پدر پولداری دارید که میتونه همه جوره هواتونو داشته باشه که کلا همین روال درس خوندن تا لیسانس و فوق لیسانس و دکترا رو ادامه بدید و بعدش با همون مدرکتون یه جایی استخدام میشید دیگه، خیالتون هم بابت خوابگاه و پول تو جیبی و کرایه ماشین و بنزین ماشین و … خرج ازدواج و پول خونه و زندگی راحته.
اگر این شرایط رو دارید کلا لازم نیست ادامه نوشته رو بخونید
اماااا اگر باباتون وضعش معمولی بود و مث بقیه آدما زندگیشو میچرخونه حتما بقیه متن رو بخونید.

– [حتما] یه هنر (یا صنعت) یاد بگیرید

مهم نیست چه هنری، یا چه صنعتی، اما مهمه چیزی رو که یاد میگیرید جز ملزومات زندگی هر شخصی باشه، یعنی هر کسی حداقل یکبار در زندگی باهاش سر و کار داشته باشه
هنرتون میتونه جوش کاری باشه، میتونه گچ بری باشه، میتونه تعمیرات سخت افزار لپ تاپ باشه، میتونه تعمیر موبایل باشه، میتونه تعویض روغن باشه یا حتی کلید سازی، یا برق کاری و الکترونیک ، برنامه نویسی موبایل، برنامه نویسی وب یا لوله کشی اما حتما یاد بگیرید، حتما!.

بهترین وقت برای یادگیری هم از ابتدای نوجوانی و بخصوص سه ماه تابستونه که تعطیلید و فشار درس روتون نیست، فکر میکنید سه ماه همینطوری بخورید و بخوابید حال دنیا رو بردید؟ نه!! حال دنیا رو وقتی میبرید که دیگران دنبال کار میگردن اما شما همینکه امروز بیکار شدید شبش یکی زنگ میزنه و میگه فردا صبح بیا با من بریم سر کار، بخاطر اعتمادی که به هنر و مهارت شما داره.
سه ماه تابستون هم وقت بسیار با ارزشیه برای انواع کارها، چون همونطوری که گفتم هم درسی نیست که وقتتون رو بگیره و هم سه ماه وقت بسیار متعادلیه برای کار کردن چون نه کوتاهه اونقدر که نتونید کاری رو خوب یاد بگیرید، نه اونقدر بلنده که از کار کردن خسته بشید.
متعادل و به اندازه.

– هنری یادبگیرید که بتونید ازش کسب در آمد کنید

هنر داریم تا هنر، برای همین در کنار هنر اسم صنعت رو هم آوردم؛ چون ممکنه تو هنر پول نباشه اما در صنعت حتما هست.
ممکنه هنر صنعت نباشه اما صنعت هنره، صنعت کار خوب بیکار نمی مونه، ساز زدن و نقاشی کشیدن هم هنر محسوب میشه اما آیا میتونید باهاش زندگی رو بچرخونید ؟!!
اگر میتونید ادامه بدید اما اگر نمیتونید بزارید برای مواقع فراقتتون ساز بزنید و برید دنبال یه هنر نون و آب دار.

– از 15 سالگی باید کسب و کار خودتون رو داشته باشید

حتما حتما از نوجوانی باید کسب و کار خودتون رو راه بندازید
من خیلی روی این موضوع فکر کردم که چه سنی برای شروع کار مناسبه! به این نتیجه رسیدم که 14 – 15 سالگی بهترین سن شروع کاره، چون فهم نوجوان به حد قابل قبولی رسیده و به بلوغ عقلی رسیده و هم 4 – 5 سالی تا شروع واقعی زندگی مستقلش وقت داره، میتونه خیلی چیزا رو تجریه کنه.
هر کسب و کاری که [حلال] شد شروع کنید ( خلاف، غیرقانونی، یا غیر شرعی نباشه، چون اینا راه ننداختنشون شرف داره به راه انداختنشون و عاقبتشم بدبختی و کوفت شدن زندگیه ) ، مواظب باشید حقی در کسب و کارتون از کسی ضایع نشه، پولی که از راه ضرر دیگران بیاد تو زندگی آدم نه اون پول برای آدم پول میشه و نه اون لذتی که پول در آوردن از راه درست داره رو داره.

ببینید به چه کاری علاقه دارید، برید سر وقت استاد اون کار و بخواید حتی اگر پولی هم بهتون نمیده یا پول کمی میده اون کار رو بهتون یاد بده؛ نگران پول نگرفته تون نباشید، چون این پولی که الان نمیگیرید سرمایه زندگیتون میشه و بعدا با همین کار میتونید حداقل هزار برابر این پول رو در بیارید.

مثلا اگر طراحی وب علاقه دارید وقتی هفده هجده سالتون شد باید بتونید حرفه ای کد بنویسید، با چند تا شرکت معتبر همکاری داشته باشید، گروه های خودتون رو راه بندازید.

اینطوری اگر پدر پولدار هم نداشته باشید میتونید رو پای خودتون واستید و نون بازوی خودتون رو بخورید حتی کمک خرج خانواده هم بشید.

توی کشوری زندگی نمیکنیم که هنوز درست تموم نشده شرکتهای برای استخدامت صف کشیده باشن، بعد از درس خوندن باید چند خان دیگه هم طی بشه تا فردی بتونه کار خوبی گیر بیاره، پس برای 5 دقیقه هم که شده کمی به این حرفهای خودمونی فکر کنیم.

متن زیر بخشی از نوشته وبلاگ جادی هست که بصورت نقل قول آوردم :

فنلاند مشهوره به سیستم آموزشی پیشرو ولی این یکی دیگه واقعا انقلابی است. فنلاند می گه تا ۲۰۲۰ می خواد فیزیک و شیمی و ریاضی و هر subject (عنوان،موضوع) مستقل دیگه ای رو از سیستم آموزشی اش حذف کنه و به جاش topicهای مرتبط به پدیده‌های بزرگتر رو درست بده که دیگه برای کسی سوال پییش نیاد که «چرا داریم اینو می خونیم؟» یا «این به چه دردی می خوره؟».

مثال خوب اینه که مثلا به جای اینکه در هفته فلان یکساعت جغرافی درس بدن و یک ساعت تاریخ، در هفته فلان دو ساعت در مورد «اتحادیه اروپا»‌ توضیح داده می شه که توش تاریخ و زبان و اقتصاد و جغرافی و غیره گنجونده شده یا مثلا ممکنه یک ساعت دیگه «درس رستوران» بدن که توش اقتصاد و روابط اجتماعی و غیره گفته می شه. این سیستم آموزشی قراره همه مسائل علمی سابق رو درس بده ولی در شکلی متفاوت از چیزی که مناسب ده‌های اول ۱۹۰۰ بود و در عین حال آدم هایی مناسب تر برای جامعه امروز و به گفته مدیر آموزشی فنلاند، فردا تحویل بده.

در حال حاضر هم سیستم آموزشی فنلاند یکی از بهترین ها در دنیا است و دانش آموزهاش توی مهارت‌های خوندن، ریاضیات و علوم معمولا جزو اولین ها در جهان هستن.

شما هم اگر نظری دارید که میتونه نظرات منو تکمیل یا رد کنه میتونید از بخش نظرات با دیگران در میون بزارید







ارسال نظر

*

code

10 نظر

  1. علیرضا گفت:

    توی این نوشته همه چیز خوب و بجا بود ولی یه چیز کم داره ، انتفاد از سیستم آموزشی که توش جای هیچ شکی نیست و باید بگم از اون چیزی که تو فکر میکنی بدتره و داره بدتر هم میشه ، توصیه های هم که کردی جالب بودند ولی کسای رو می شناسم که نیاز مالی ندارند اما تابستان و حتی در طول روزهای مدرسه بچه هاشون میرن سریه کاری و یا دانش آموزای زیادی رو میشناسم که در کنار درس و مدرسه کار هم میکنند ، منظورم اینه که این نگرش همیشه وجود داشته و چیز تازه ای نیست ، اما اون چیزی که فکر میکنم تو نداشتی و یا دست کم اشاره ای بهش نکردی ، هدفَ . خداییش چه هدفی رو دنبال می کنی ، اگه نمی خوای به این سیستم لنگ ، کور و کر تحکیم بکنی و می خوای راه خودت رو بری ، پس هدف داری چون راه متمایزی رو انتخاب کردی ، پس باید پی سختیها رو هم به تنت بمالی و مبارزه کنی چون تو چپ گرا هستی ، راهی رو که سیستم اموزشی جلو پات گذاشته رو پس زدی و میگی که اینا راه رسیدن به موفقیت نیستند ، خوب پس شکایت نکن ، سستی و تنبلی به خودت راه نده و لباس رزم بپوش و برو دنبال هدفت وگرنه دهنتو ببند و مثل بچه آدم بچسب به یه کاری تا بتونی شکم خودت و زن وبچتو سیر کنی . کار هم هرچی شد کاره … برا یه شورشی شکست خورده کسی دل نمی سوزونه ، اگه شکایت بکنی میگن می خواستی درس بخونی و …

  2. امید گفت:

    سلام
    در کل متن جالبی بود
    اینکه گفتی خوبه آدم (دانش آموز) حرفه ای رو تویه تابستونا یاد بگیره واقعا موافقم و میتونه بدرد بخور باشه

    در مورد درس خوندن بچه هم اطرافیان و هم اینکه بچه خودش بخواد نقش دارند
    در مورد دروس مدرسه هم بعضی دروس علوم اولیه هستند و بعضیا هم اطلاعات عمومی هستند که هر انسانی باید بدونند و قرار هم نیست کار و حرفه ای رو به ما یاد بدند
    در مورد اینکه چقد دانشگاه های ما و اینکه چقد طرف رو واقعا در اون رشته متخصص میکنند که دیگه چیزی که عیان است چه حاجت به بیان، طرف خودش باید جون بکنه تا یاد بگیره و اونم اینکه واقعا تواناییشو داشته باشه که گفتی
    ولی تویه متنت به خود قضیه علم و پیشرفت علمی کم توجه شد و از متنت ایطور بر میاد که نگات به این صورت هست که علمی که یاد میگیری چقد ازش پول درمیاد و چه کاره میتونی بشی در حالی که نگاه درست اینه که علم به عنوان علم و پیشرفت علمی نیز خودش ارزشه و باید به این مسیله هم توجه کرد و از این بعد هم ارزش علم رو برای نوجوانان حفظ کرد که شاید یک نفر این توانایی رو داشته باشه موجب پیشرفت و رشد علمی بشه و با دیدن متنت این ذهنیت باید در اون تقویت بشه و نه اینکه اصلا بهش فک نکنه

    در کل متنت خوب بود و خسته نباشی برادر

  3. حسن گفت:

    تقصیر نظام آموزشی مزخرف ایرانه که سرمون رو با یک ۱۹ – ۲۰ کلاه گذاشت. همش استرس داشتم که یک ۱۹/۵۰ رو بکنم ۲۰ سرم بدجوری کلاه رفت. پدر و مادرمون هم مقصرن.

  4. میثم گفت:

    همشون واقعا اشکالات دقیقی بود و من موافقم در مورد اشکال سوم نظرم اینه که اساتید و نحوه آموزش بیشتر بی کاربردی شدن و کم عقلی بچه ها موثرترند و الا موضوعات هم چین موضوعات کم کاربردی نبودن یک نکته اضافه کنم که البته خیلی نکته میشه از دلش در آورد و اون این مساله که این نظام آموزشی با چه هدفی تنظیم شده؟ آماده کردن افراد برای ورود به زندگی اجتماعی؟ برای سامان دادن معیشت شون ؟ برای اینکه عقلشون رو رشد بده ؟ برای اینکه به لحاظ جسمی آدم های قوی ای بش؟و آیا این هدف ها ارزش 12 سال درس خوندن رو دارن؟بقول خودت برای آمادگی جهت کار که با دو سال شاگردی و کسب مهارت مشکل حل میشه به نظرم اگه هدف یک نظام آموزشی این باشه که انسان ها رو تربیت کنه یعنی خود انسان رو رشد بده و آخرتش رو اصلاح کنه می ارزه که آدم از گهواره تا گور دربست در اختیارش باشه و الا همه اهداف دیگه ای که در بالا گفتم آدمایی که سرشون به تنشون می ارزه و شرایطش رو دارن رو از خودش دک می کنه. حالا اگه این هدف رو پذیریم هدف نظام آموزشی میشه تعلیم و تربیت. یعنی همونی که شعارش در مدارس داده میشه ولی خیلی ازش دوریم. در کتاب تعلیم و تربیت شهید مطهری این بحث مفصل مطرح شده جالبه که خیلی از مسائلش ربطی به کلاس و درس نداره و شاید با درس خوندن تعارض داشته باشه مثلا یکی از فاکتور های تربیت اسلامی اینه که انسان باید کار کنه و اثرات روانشناختی و اجتماعیش برای اون غیر از درآمدش خیلی مهمه! دیگر فاکتور تربیت رشد عقل انسانه که اینم متاسفانه در نظام آموزشی ما تعطیله فقط حافظه محوری رونق داره کجا به بچه ها یاد میدن خوب فکر کنید و عقل اونها رو رشد میدن؟؟

  5. یاس گفت:

    حدود 5 سال پیش توسط یه عده از اساتید نخبه ی روانشناسی آموزشی، روی طرحی کار شد که سه سال زمان و کلی هزینه برد تا به نتیجه رسید
    اسمش ” طرح شهاب ” بود
    شهاب به معنی ” شناسایی ” و ” هدایت ” ” استعدادهای ” ” برتر”
    و هدف طرح این بود که دیگه لازم نباشه عمر بچه ها برای یادگیری مطالبی که به درد دنیا و آخرتشون نمیخوره تلف بشه
    بلکه از اول ورود به ابتدایی علائق و استعداد بچه ها شناسایی و در همون جهت و مسیر آموزش داده بشن
    تا هم از ابتدا به جای هدر رفت انرژی و زمانشون، متمرکز روی رشته ای بشن که درصد بالایی از موفقیت رو براشون در پی داره
    و هم بعد از اخذ دیپلم در رشته ی مورد نظر استاد و نخبه باشن و به راحتی وارد بازار کسب و کار بشن

    حالا سوال اساسی اینه که چه کسی یا کسانی مانع اجرای طرح شهاب شدن و چرا؟!!!

  6. هادی گفت:

    در مورد سیستم آموزشی و به درد نخور بودن درس هایی که باید پاس بشه باهات کاملا مخالفم. البته بستگی به این داره که بخوای چجوری به قضیه نگاه کنی. بزار با یه مثالی حرفمو بگم. فرض کن دوتا دانشجو داریم یکی هدفش صرفا تحصیل برای رسیدن به یک شغله مناسبه ولی دومی هدفش ارتقای علمه(شاید فک کنی چنین افرادی نیستن ولی باید بهت بگم در طول دوران تحصیلیم با افراد زیادی آشنا شدم که عمرشونو پای علم گذاشتن). برای اولی دروسی مثل ریاضیات مهندسی و دینامیک و انتقل حرارت و…یک مشت مزخرفن که هیچ جای زندگیش به دردش نمیخورن ولی واسه نفر دوم این درسا خشت های اول و در واقع ابزار لازم برای حرکت دادن مرز علم اند. اگر نبودن این درسا از عصر حجر تا به امروز هیچ پیشرفتی تو بشریت بوجود نمیومد.فرض کن کسی بخواد دوربین عکاسی بسازه ولی از معادلات امواج چیزی ندونه! خب باید از کجا اینارو یاد بگیره؟ چارت های درسی هر رشته توسط نوابغ اون رشته نوشته شدن و فرض بر اینه که طرف میخواد یه تحولی تو همین رشته بوجود بیاره پس به همه ی این درسا نیاز داره. اما واسه کسی که نخواد چی؟خب راه حل که آمادس دبیرستان های کار و دانش تا جایی که من میدونم براساس همین بوجود اومدن. یه سری تئوری اولیه میخونی و بعد یا علی وارد میدان عمل میشی. مشکل اینجاس که طرف تو دبیرستان که هست میخواد انیشتین بشه و رفتن به کار و دانش رو افت کلاس میدونه ولی حاضر هم نیست تو راهی که قدم برداشته(انیشتین شدن!) سرسوزنی هم تلاش کنه و فقط غرولند که آقا این درسا کجا به دردمون میخورن! خب برادر من نیا از اول تو راهی که نمیخوای مسیرشو بری! گفتی که از معلم فیزیک پرسیدی فیزیک به چه دردی میخوره؟یه جای سیستم آموزشی ما که میلنگه همینه یعنی دروس ریاضی و فیزیک و…به طور کلی علوم پایه رو به کسانی سپردن که هیچ دید مفهومی نسبت بهش ندارن بلکه صرفا یک سری معادله ازش بلدن! این قضیه تو دانشگاه بدتر میشه چون باید این دروس رو با کسانی بگذرونی که خودشون فهمی ازش ندارن. ای کاش درس هایی مثل ریاضیات و فیزیک رو میسپردن به مهندسا(تو دانشگاه های بزرگ کشور برای رشته های مهندسی همینطوریه). مشکل تورو هم من داشتم وقتی از معلم ریاضیم پرسیدم که ((سری تیلور)) به چه دردی میخوره؟!! مطمئنم اگه یه مهندس جای اون معلم بود اشتیاقم به درس هزاران برابر میشد.در مورد دانشگاه ک به اساتید اشکال میگیری باید جمله ی کلیشه ای خود اساتید رو بگم : ((دانشجو بودن با دانش آموز بودن فرق میکنه)). تو دبیرستان همه چیزو بهت یاد میدن ولی تو دانشگاه فقط keyword بهت میگن خودت باید بری دنبالش. بزا یه خاطره از استاد راهنمای دوره ارشدم برات بگم. اولین روز که باهاش صحبت کردم راجع به کاری که میخوایم بکنیم بهم گفت تا یک ماه اول که راه بیفتی من استادتم و تو دانشجوی منی ولی بعد جاها عوض میشه من میشم شاگردت و تو باید یادم بدی چون اینقد باید رفته باشی تو عمق مطلب که من کمتر از توبدونم. و واقعا هم همینطوره یعنی دانشجو باید دانش جو باشه. در مورد کارکردن تو تابستون صد در صد باهات موافقم خیلی خوبه آدم مستقل باشه. در مورد اینکه چقد تو دانشگاه به آدم درس زندگی میدن باید بگم که وقتی یه دانشجویی چهار سال حداقل تو دوره لیسانس از خونه دور بمونه باید آشپزی کنه باید لباس و ظرف بشوره باید یه مدیر مالی خوب باشه باید بتونه تو خوابگاه با هر قشری کنار بیاد باید بتونه تو شرایط سخت خودشو از هر لحاظی که فکر کنی پاک نگه داره و …پس میبینی که واقعا دانشگاه خیلی از افراد رو آماده ی زندگی میکنه. در مورد سربازی چون هنوز نرفتم نمیتونم اظهار نظر کنم فقط در این حد میدونم که از نظامیا نمیشه انتظار بالاتر از قوانین برره داشت!

  7. مهرداد گفت:

    راستشو بخوای در کل با نظراتت موافقم ولی این جور صحبت کردن در مورد یک نظام آموزشی درست نیست…
    این یعنی توهین به شعور و علم یه عده انسان با سواد که سال ها در راه علم تلاش کردن…
    به عقیده بنده حقیر،سیستم آموزشی فعلی به جز چند تا ایراد کلی،ایراد دیگه ای نداره(البته منظورم فقط دبیرستانه،ابتدایی و راهنمایی خیلی مشکل داشتند)…ببین عزیزم،هر انقلابی علاوه بر فواید بی شماری که داره یک سری آسیب هم داره،تخصص گرایی توی رشته های خاص از اون اسیب های بد بود…
    ولی اون مشکل اصلی به نظرم نحوه ی هدایت دانش آموزاس،اگه زحمتت نمیشه تشریف ببر یه نگاه بنداز ببین چند درصد دانش آموزای کشور دارن توی سه تا رشته نظری ریاضی و فیزیک،علوم تجربی و انسانی تحصیل می کنند؟!؟
    واقعا انقدر به پزشک و مهندس و حقوقدان نیازمندیم؟؟؟
    چرا از رشته های فنی استقبال نمیشه؟چرا کودن ترین و بی استعداد ترین بچه ها به اون سمت هدایت میشن؟خب این جاست که متوجه مشکل میشیم،سیستم قرار بود یه فرد متخصص تحویل جامعه بده اما…تازه طرف بعد از دبیرستان میره دنبال کار یاد گرفتن!
    تا مشکل فرهنگ آموزش درست نشده هیچ چیز دیگه درست نمیشه…
    علی یارت

  8. fatemeh گفت:

    سلام.مشکل ما سوای سیستم اموزشیمون مشکل تو خانواده هاهم هس،میبینی بچه استعداد درس نداره اما توهنریا حرفه های دیگه داره،اما خانواده پافشاری میکنن ،بچه من بایددکتر مهندس شه انگارمملکت فقط نیازمند ایت دوشغل هس،اونایی ک خوندن کجارسیدن بازار کسب وکار تو مهندسی ک خوابه،حالاحرفه پزشکی ک همیشه انلاین هس اما اونم باید عمربذاری…خلاصه مطلب اینه ک این چشم هم چشمی خانواده ک ازبین نرف وهمه تونستن تواستعداد خودشون کار کنن دیگه شرایط اینجورپیش نمیاد ک وقتی جوون میره خواستگاری مدرک بخوان و تو جامعه برحسب مدرک رتبه بندی کنند

  9. fatemeh گفت:

    البته بله اوناییکه درس خوندن و خدمتی کردن اونا جای تقدیر دارن،چون عمروتلاششونو گذاشتن..حرف من رو اون دسته ازافرادیه ک استعدادوعلاقه درس خوندن ندارن اما مجبورن بخاطرشرایط فعلی جامعه ک خودمون این شرایط ایجادکردیم

  10. اسرافیل گفت:

    این متن واقعا جالب بود من خودم از همین حدودای 15 16 سالگی رفتم دنبال یه هنر به قول شما و الان می شه گفت تا حدودی توش خبره هستم ولی هنوز ادم هایی را می شناسم که وقتی جلوشون اسم کار را میاری می گه هنوز زوده و هیچ اقدامی باسش نمی کنن….
    من این پست را با ذکر منبع و وبلاگ شما در وبلاگ خودم به نشر گذاشتم
    خوشحال می شم به وبلاگ من هم سر بزنید